بـــــــــهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را

 

از آن پیغامبر خوبان پیام آورد مستـــــان را

زبان سوسن از ساقی کرامت‌های مســـــتان گفت

 

شنید آن سرو از سوسن قیام آورد مسـتان را

ز اول باغ در مجلس نـــثار آورد آنگه نقل

 

چو دید از لاله کوهی که جام آورد مســتان را

ز گریه ابر نیسانی دم سـرد زمستانی

 

چه حیلت کرد کز پرده به دام آورد مســتان را

سقاهم ربهم خوردند و نام و ننــــگ گم کردند

 

چو آمد نامه ساقی چه نام آورد مســــــتان را

درون مجمر دل‌ها سپــــند و عود می‌سوزد

 

که سرمای فراق او زکام آورد مســــــتان را

درآ در گلشن باقی برآ بر بام کان ساقی

 

ز پنهان خانه غیبی پیام آورد مســـــــتان را

چو خوبان حله پوشیدند درآ در بــــــاغ و پس بنگر

 

که ساقی هر چه درباید تمام آورد مســتان را

که جان‌ها را بهار آورد و ما را روی یـــار آورد

 

ببین کز جمله دولت‌ها کدام آورد مســــتان را

ز شمس الدین تبریزی به ناگه ساقی دولت

 

به جام خاص سلطانی مدام آورد مســــتان را

پیشاپیش سال ۱۳۸۶ شمسی را به تمام هم نوعان از صمیم قلب تبریک عرض میکنم. امیدوارم که سال پر بار و نیکوای داشته باشیم. به صلح وآرامش برسیم٬ خود گذری را بیاموزیم٬ همزیستی را از سر گیریم. حق را از ناحق جداسازیم٬ دست یاری به هم نوع نیاز مند دراز کنیم و قلب پر از بخشش نصیب همه گردد.

و در آخر...

خدایا ما را هرچه بهتر برما بشناسان تا تورا بهتر بشناسیم. 

منبع: دیوان شمس٬ غزلیات

تصویر بالا از سایت فروغ