گزيدهاي از فيه ما فيه
آدمی را خيال هر چيز با آن چيز می برد: خيال باغ به باغ می برد، و خيال دکان به دکان. اما درين خيالات تزوير پنهان است. نمی بينی که فلان جايگاه می روی، پشيمان می شوی و می گويی پنداشتم که خير باشد؛ آن خود نبود. پس اين خيالات بر مثال چادرند، و در چادر کسی پنهان است. هرگاه که خيالات از ميان برخيزد و حقايق روی نمايند بی چادر خيال، قيامت باشد. آنجا که حال چنين شود پشيمانی نماند. هر حقيقت که تو را جذب می کند چيز ديگر غير آن نباشد؛ همان حقيقت باشد که تو را جذب کرد: يوم تبلی السرائر. چه جای اين است که می گوييم؟ در حقيقت کشنده يکی است، اما متعدد می نمايد. نمی بينی که آدمی را صد چيز آرزوست گوناگون؟ می گويد: تتماج خواهم، بورک خواهم، حلوا خواهم، قليه خواهم، ميوه خواهم، خرما خواهم. اين اعداد می نمايد و به گفت می آورد، اما اصلش يکی است: اصلش گرسنگی است، و آن يکی است. نمی بينی چون از يک چيز سير شد، می گويد هيچ ازينها نمی بايد؟ پس معلوم شد که ده و صد نبود، بلکه يک بود. (ص 7)

آنه ماري شيمل؛ معرفي كننده مولانا به غرب
زندگي شيمل در يك نگاه
6-1- پروفسور آنه ماري برگيت شيمل ، در سال 1922 ميلادي (301 ش)، در شهر « ارفوت » آلمان، در خانوادهاي پروتستان چشم به جهان گشود. تقدير چنان بود كه از ايام نوجواني علاقهي شديدي به فرهنگ و زبانهاي شرقي (اسلامي) يافته و با تعميق و گسترش علائقش به آن، تحصيل دانشگاهي خود را نيز در زمينهي زبان و ادبيات عربي و علوم اسلامي، در دانشگاه برلين، قرار دهد.
وي در سال 1941م، از رسالهي تحصيلي خود كه تحت عنوان خليفه و قاضي در مصر اواخر قرون وسطي» به رشتهي تحرير درآمده بود، دفاع كرده و سپس در سال 1943 م، دورهي دكتري فلسفهي خود را در رشتهي شرقشناسي به اتمام رسانيد و به كار در وزارت امور خارجهي آلمان پرداخت. بعد از جنگ، در دانشگاه «ماربورگ» به تدريس دروس مختلفي چون: زبان و ادبيات عربي و معارف اسلامي و اسلامشناسي و...پرداخت (1946-1953م.). وي در كنار فعاليتهاي آموزشي و پژوهشي خود، موفق شد دومين دورهي تحصيل عالي خود را با اخذ مدرك دكتري در رشتهي «تاريخ اديان» به پايان برد.
سفرهاي علمي و مطالعاتي پروفسور شيمل به كشورهاي مختلف اروپايي و شرقي، نتايج پرباري براي او در بر داشت. به ويژه سفري كه در سال 1952 م به تركيه انجام داد و ضمن بررسي نسخههاي خطي كتابخانههاي استانبول، از آرامگاه مولانا ديدار كرد و با برخي از روشنفكران ترك مراوداتي برقرار كرد.