شهرياران بی مدرك

Subadeh Nasseri and her cousin 
جان و دل را طاقت آن جوش نیست با که گویم در جهان یک گوش نیست
هر کجا گوشی بد از وی چشم گشت هر کجا سنگی بد از وی یشم گشت

شايد خدا هم رد مرز شده باشد!

شهرياران بی مدرك

سه شنبه 1 مه 2007, بوسيله ى پوريا بهار

شهريار کوچولو ! اين جوری بود که من کَم کَمَک از زندگیِ محدود و دل‌گير تو سر درآوردم. تا مدت‌ها تنها سرگرمیِ تو تماشای زيبايیِ غروب آفتاب بوده. به اين نكته ي تازه ، صبح روز چهارم بود كه پي بردم، يعني وقتي كه به من گفتي:

ـ غروب آفتاب را خيلي دوست دارم. برويم فرو رفتن آفتاب را تماشا كنيم......( شهريار كوچولو، آنتوان دو سنت اگزوپري)

اين روزها بر مهاجرين افغاني ساكن ايران از آسمان و زمين، بلا مي بارد. ارگانهاي دولت ايران، به صورت هماهنگ و برنامه ريزي شده براي اخراج آنان همسو شده اند. نيروي انتظامي با همكاري اداره اتباع در شهر و محله،‌ كوچه و خيابان‌ و محل هاي كار اقدام به جمع آوري و اخراج دسته جمعي مهاجرين فاقد مدرك نموده است. صدا و سيما با تهيه و پخش برنامه ها، گزارشها و مصاحبه هايي زمينه هاي رواني جامعه ايران را آماده مي كند. خبرنگاران راديو و تلويزيون به هيبت يك بازپرس ويژه قتل عمد،‌ در محل هاي كارگري حاضر شده و به بازخواست از كارگران افغاني مي پردازند كه (( چرا به كشورشان باز نمي گردند؟ )). احمد حسيني مثل هميشه در صفحه تلويزيون حاضر مي شود و با استناد به پيمان نامه هاي ايران با كميسارياي پناهندگان سازمان ملل در مورد بازگرداندن مهاجرين و با تهديد آنان، خبر از پايان صبر جميل مردم و دولت ايران در مهمان نوازي از مهاجرين مي دهد!

ادامه اینجارا اشاره کنید:ادامه مطلب

ادامه نوشته

رازق فانی هم رفت به سوی او....

بشنو این نی چون شکایت می‌کند

از جـــــداییها حکایت می‌کند

کز نیستان تــــــــــا مرا ببریده‌اند

 

در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند

                                     مثنوی

 

مژده ای دل سوی جانان ميرويم         سوی آن سرخيل خوبان ميرويم
در هوايش سالها پَر می زدی            سر به هر ديوار و هر در ميزدی
اينک ای دل با من امشب يار باش      سوی جانان ميروی بيدار باش
می خزم يا می دوم يـــا می پرم         من ترا تا کوی جـــانان ميبرم
بال بکشا ای عقاب تيز پر              تا بـــبوسيم آســـتانش تيز تر
بال بکشا تا به آن وادی رسيم          از خرابی ها به آبادی رسيم
وادی عشـق است آن زيبا مقام         سنگ سنگش بوسه گاه خاص وعام
انـــــــدر آنجا خفته مولانـــای ما     آبـــروی دين ما دنيای ما

                                    رازق فانی

                                 یادت جاویدان باد...

       مطلبی در زمینه در گذشت آن آندیشمند از صبورالله سیاسنگ در سایت بی بی سی