تبليغاتX
یادداشت های ادبی، فرهنگی و سیاسی

جمع آوری اسناد حقیقت






بدایع صوری در شعر مولانا از محمدکاظم کاظمی  

بدایع صوری در شعر مولانا

چاپ شده در مجله سراج، ویژه مولانا جلال‌الدین

 محمدکاظم کاظمی

محمدکاظم کاظمی

شاعر و نویسنده افغانستانی فعلا مهاجر افغانستانی

تمهید

منظور ما از «بدایع صوری‌» در این نوشته‌، آن دسته از هنرمندیهاست که در حوزة صورت و ساختار ظاهری شعر، یعنی عناصر زبان‌، خیال و موسیقی خود را نشان می‌دهد و البته بحث در این هنرمندیها در شعر کسی همچون مولانا جلال‌الدین به هیچ وجه به معنی فروگذاشت ارزش معنوی و محتوایی این آثار نیست‌، که خود بحثی دیگر می‌طلبد و البته در جای خود اهمیت فراوان دارد.

سیری مختصر در وجوه صوری شعر کهن ما نشان می‌دهد که در این سنّت ادبی‌، غالباً تقلید بر ابتکار غلبه داشته است و تقلید بر نوآوری‌. شاعران ما در بستر این سنّت‌، بیشتر به رعایت قراردادها و هنجارها توجه داشته‌اند، تا خروج از این دایره و درافکندن طرحی تازه‌. ابتکارهایی هم که در کار بزرگان ما دیده می‌شود، غالباً در داخل همین دایره است و مقیّد به یک سلسله اصول ثابت بلاغی‌. به همین سبب هم شعر این شاعران غالباً مشابه است و اگر هم تمایزی از هم دارد، آن‌قدرها نیست که در نگاه اول به راحتی قابل تشخیص باشد.

ولی در این میان‌، ما فقط چند شاعر کاملاً متفاوت داریم که هر یک‌، نظام بلاغی خود را دارند و کمتر می‌توان آنها را با سنگ و معیار دیگر شاعران آن عصرها سنجید. از این میان‌، می‌توان ناصرخسرو، فردوسی و مولانا جلال‌الدین بلخی و البته با قدری تسامح‌، خاقانی شروانی را یاد کرد که هر یک‌، جهانی خاص خود دارند.

چنین است که ما این شاعران را صاحب سبک و طرزی بسیار خاص و ویژه می‌شماریم‌. البته همه می‌دانیم که تمایزهای سبکی در کار هر شاعری کمابیش دیده می‌شود و کمتر می‌توان شاعری مطلقاً بدون سبک یافت‌، ولی این تمایزها در کار بعضیها بارزتر است و در شعر بعضیها، کمرنگ‌تر. مثلاً حافظ و سعدی به عنوان شاعرانی طراز اول‌، آن‌مایه تمایز سبکی را ندارند که خاقانی شروانی دارد، هرچند اگر از جهات مختلف بنگریم‌، آنان را در مقامی برتر از خاقانی و اقران او خواهیم یافت‌.

اما سخن ما دربارة مولاناست که هم سبک و طرزی خاص دارد و هم پایه و مایه‌اش در حدّی است که او را از جوانب صوری و معنوی‌، از بزرگ‌ترین شاعران فارسی‌زبان ساخته است و این ادعایی است بدون اغراق و بزرگ‌نمایی‌هایی که در تجلیل از بزرگان رایج است‌.

باری‌، تا ویژگیهای خاص سخن مولانا را نشناسیم و یکی یکی طرح نکنیم‌، هرچه بگوییم کلّی‌گویی است و کلّی‌گویی بدترین شیوه‌ای است که در چنین مقامی می‌توان اختیار کرد و متأسفانه این‌، شیوه‌ای است رایج‌.

پس با این مقدمات‌، در این نوشته توجه خود را فقط به یک موضوع معطوف می‌کنیم‌، یعنی ویژگیهای بارز شعر مولانا، از جهات صوری‌، آن هم با تکیه بر دیوان شمس‌، چون می‌دانیم که در مثنوی‌، غلبه بر معنای شعر است و در دیوان شمس‌، صورت و معنا توازن بهتری دارند، هرچند مثنوی نیز خالی از بدایع صوری نمی‌تواند بود.

 عناصر و فضاهای تازه‌ در ادامه ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضا | لینک ثابت | موضوع: |